کار جدید
پرهامم
اکنون که دستانم را لمس میکنی,گرمای دستت را احساس میکنم,چشمهایم از شوق داشتنت خیس است,و دلم عاشق تو,بوسه ای عا شقانه بر روی گونه ات,احساس شیرین من است

عزیز مامان تو یاد گرفتی که با (نی) آبمیوه و مایعات بخوری الهی من قربون اون لبای خوشکلت بشم که دور نی لیوانت حلقه میزنن و تند تند مک میزنی







و
امروز یک دسته گلم به آب دادی آقاپرهام
امروز ظهر من و بابایی داشتیم نهار میخوردیم که شازده کوچولومون سوار بر رورویکش بود و بهونه ی بطری آب سر میز گرفت و بابایی با مهربانی آب داخل بطری خالی کرد و داد دستت,وشما هم از اون بالا انداختیشو شکوندیش


صدقه سرت عزیز مامان رفع قضا و بلا کردی جیگرم
جای سوخته سبزه میگی نه نیگاه کن

و
امروز هم از طرف عمو محمد هدیه گیرت اومد
از بوشهر سفارش داده بود و واست دمباب خریده بود
خوشبحالت اونم نه یکی سه تا در سایزهای مختلف


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی





کار جدید 




